اندیشه بان

اندیشه بان

جایی برای پاسداری از اندیشه
اندیشه بان

اندیشه بان

جایی برای پاسداری از اندیشه

حاشیه / دی‌ماه ۱۴۰۴

۱. «تمدن» یک پکیج کامل و هزار وجهیه و نمی‌شه بهش به‌صورت بخشی نگاه کرد. به همین خاطر نمی‌شه حرف کسی رو که تو شرایط فعلی می‌گه خب حالا فرض کن اصلا اینترنت نیست و زندگی‌تو بکن قبول کرد. تو نمی‌تونی یه چیزی مثل اینترنت رو همه‌گیر کنی و مضافا بیاریش تو تک به تک نیازهای روزمره و بعد بگی عه حالا بیا فرض کن نیست و زندگیت رو بکن. 

این حرفم به این معنا نیست که یک شهروند ساکن تمدن نمی‌تونه و نباید با مظاهر تمدن فاصله‌گذاری کنه. چرا اتفاقا به نظر من ضرورت داره که همه ما تمرین کنیم فقدان هر صورتی از عصر جدید رو. اما این یه موضوع یک بوم و دو هوایی نیست. به این معنا که اجبارا و دفعتا نمی٬شه دکمه قطع و وصل خیلی چیزا رو زد و انتظار داشت عادی باشه. کسی که می‌خواد تمرینی که گفتم رو انجام بده می‌بایست پله پله و بدون اجبار این توانایی رو در خودش به وجود بیاره؛ و الا در این جبر، ماحصلی نیست جز سرخوردگی و ایست و انفعال.


۲. کمتر نیرویی رو سراغ دارم که اندازه «عادت» پرزور باشه. عادت آروم آروم میاد و چنبره می‌زنه و به این راحتی بیرون نمی‌ره؛ و نکته دردناکش اینه که آدم آغشته به عادت، اصلا نمی‌فهمه عادت کرده و اگر هم بفهمه، به طرفه العینی فراموشش می‌کنه. حالا تو از عادت به یه موقعیت بگیر تا عادت به یه آدم. از عادت به یه رفتار بگیر تا عادت به یه فکر.

و خب می‌دونی ثقیل‌ترین عادت چیه؟ عادت به سکته کردن فکری. اون جایی که فکرت می‌خواد یه تحرکی از خودش نشون بده و خودشو از یه فضا بیرون بکشه، اما پشت سر هم سکته می‌کنه و هرگونه تقلایی رو به مذبح می‌بره.


۳. این که خودت رو بمباران محتوایی کنی معایبی داره و مزایایی. درباره محتوای پوک صحبت نمی‌کنم؛ اون که وضعش مشخصه. درباره محتوای به دردبخور دارم حرف می‌زنم. بذار چیزایی که می‌گیری ته‌نشین شن تو وجودت و از عمق به سطح بیان. ما از کم ندونستن رنج نمی‌بریم. رنج ما از به کار نبستنه. تمرینی که خودم دارم می‌کنم اینه که سعی می‌کنم از سرعت روبرو شدن با داستان‌ها و حقایق بکاهم و سعی کنم خودمو تو موقعیت‌هایی که برام گفته می‌شه قرار بدم. راه‌ بدی هم نیست به نظرم.


۴. برای خشم کبره‌بسته علاج خاصی سراغ ندارم. هرچی هست از جنس پیشگیریه نه درمان.


۵. می‌خوامت اما نمی‌خوامت. نمی‌خوامت اما می‌خوامت. لعنت به این برزخ فرساینده.


۶. جناب صائب تبریزی می‌فرمایند:

چشم بیداری ست هر کوکب درین وحشت‌سرا / در میانِ این‌قدر بیدار، چون خوابد کسی؟